( مرجع فایل - قابل ویرایش )
تعداد صفحه : 13
ذوالقرنين که بود؟ نويسنده: حسين نيک روان پنجشنبه 17/8/1386 ساعت 12:2 صبح ذوالقرنين يکى از شخصيت هاى مهم و در عين حال مبهم و بحث انگيز قرآن . ـ <ذو القرنين > است . نام اين شخصيت سه بار, در سورهء کهف آمده است . داستان ذوالقرنين در آيات 83تا 97سورهء کهف بچشم مى خورد. در اين نوشته ابتدا داستان ذوالقرنين را بر مبناى ترجمهء آيات يادشده مى خوانيم و سپس درباره ءشخصيت وى مطالبى ذکر خواهيم کرد. اما ترجمهء آيات :(1) و از تو دربارهء ذوالقدنين مى پرسند. بگو: براى شما از او يادى خواهم کرد. ما او را در زمين مکانت داديم و راه رسيدن به هر چيز را به او نشان داديم . او نيز راه را پى گرفت . تا به غروبگاه خورشيد رسيد. ديد که درچشمه اى گل آلود و سياه غروب مى کند و در آنجا مردمى يافت . گفتيم اى ذوالقرنين خواهى عقوبتشان کن وخواهى با آنها به نيکى رفتار کن . گفت هر کس که ستم کند ما عقوتبش خواهيم کرد. آنگاه او را نزدپروردگارش مى برند تا او نيز به سختى عذابش کند. و اما هر کس که ايمان آورد و کارهاى شايسته کند اجرى نيکو دارد. و دربارهء او فرمانهاى آسان خواهيم راند. بازهم راه را پى گرفت . تا به مکان برآمدن آفتاب رسيد. ديد بر قومى طلوع مى کند که غير از پرتو آن برايشان هيچ پوششى قرار نداده ايم . چنيين بود و ما بر احوال او احاطه داريم . باز هم راه را پى گرفت . تا به ميان دو کوه رسيد. در پس آن کوه مردمى را ديد ه گويى هيچ سخنى را نمى فهمند. گفتند:اى ذوالقرنين , ياجوج و ماجوج در زمين فساد مى کنند, مى خواهى خراجى برخود مقدر کنيم تا تو ميان ما و آنهاسدى بر آورى ؟ گفت آنچه پروردگار من
قسمتی از محتوی متن پروژه میباشد که به صورت نمونه ، بعد از پرداخت آنلاین در فروشگاه فایل آنی فایل را دانلود نمایید .
« پرداخت آنلاین و دانلود در قسمت پایین »
![]()