
لینک خرید در پایین صفحه قرار دارد.
فایل آماده پرینت(با فرمت ورد)
تعداد صفحات:18
v ساختار همشهري كين
فيلم همشهري كين ازنظر شكل سازمان خارقالعادهيي دارد. اين فيلم با مرگ شخصيت آغاز ميشود. سپس از طريق يك سلسله ديزالوهاي ماهرانهي عكس از يك علامت «عبور ممنوع» به زنجيرهيي از علايم ديگر به درون دنياي ممنوع كين، يعني املاك زانادو، هدايت ميشويم، چنان است كه گويي با ياري حركت همراه دوربين چندان پيش ميرويم تا به پشت پنجرهي روشن بالاي برج گوتيك آن برسيم. دراين جا ناگهان نور خاموش ميشود و ولز نما را به داخل اتاق ديزالو ميكند، جايي كه چارلز فاستركين را مييابيم: گوي بلورين كوچكي در مشتها، با منظرهيي برفريز در داخل گوي، و درحالي كه زير لب كلمهي «رزباد» را زمزمه ميكند ميميرد – كلمهيي كه انگيزهي حركت اوليهي فيلم ميشود و تا آخرين قاب تصوير در آن پژواك ميكند. كين درحال مرگ گوي را رها ميكند؛ گوي از پلهها به پايين ميغلتد و درنمايي درشت متلاشي ميشود. دراين جا از وراي عدسيهاي معوج و محدب بلور شكسته (در واقع عدسيهاي باز كه بربلور شكسته متمركز شدهاند) پرستاري را ميبينيم كه درنماي باز از دري در پسزمينه وارد اتاق ميشود؛ به طرف پيشزمينه ميآيد تا در نماي درشت قراربگيرد؛ بازوهاي كين را تا ميكند و ملافه را تا سينهي او بالا ميكشد. پس از ديزالو به نماي متوسط از جسد كين، كه درمقابل پنجره ضدنور شده، اين تصوير ناگهان به شعاري كه به شكل اريب بر پردهافكنده شده است، برش ميخورد و نوار صدا عنوان آن را با صداي بلند اعلام ميكند: «اخباري جاري!» - كه طنزي است استادانه بر «حلقههاي خبري اخبار جاري*» - دربارهي زندگي و مرگ كين. بدينسان ولز نگاهي اجمالي و منطقي، هرچند بدون تداوم، به حوادث زندگي كين ميافكند، پيش از آن كه اين حوادث در ادامهي روايت داستان همچون پازل درهم شوند. از يك نظر اين حلقهي خبري در واقع مينياتور همشهري كين است، چرا كه مانند فيلم اصلي با مرگ كين (يا مراسم خاكسپاري او) آغاز ميشود و همان حوادث را با پرشها و سلسله مراتب مشابهي در برميگيرد و معماي شخصيت كين را ناگشوده ميگذارد. ما ازطريق حلقهي خبري ميفهميم كه كين شخصيتي بسيار جنجالي بوده، ميليونها امريكايي او را دوست داشته يا ازاو متنفر بودهاند و ثروت بيكران او به باد هوا رفته است و درمييابيم كه دوران پيشين تاريخ امريكا در آغاز سدهي بيستم ثروت ونفوذ روزنامهي كين حد و اندازه نداشته است. ميفهميم كه او دوبار ازدواج كرده است – نخست با خواهرزادهي رييس جمهور، سپس با سوزان الكساندر «خواننده»، كه تالار اپراي شيكاگو و قصر زانادو را براي او ساخت. همچنين ميآموزيم كه موفقيتهاي چشمگير و بيوقفهي سياسي او در جريان مبارزهي انتخاباتي براي فرمانداري ايالت نيويورك به علت رسوايي «آشيانهي عشق» او با سوزان الكساندر خراب شده است. و سرانجام اين كه امپراتوري روزنامهي كين در ركود اقتصادي امريكا فروريخت؛ و كين درنهايت خود را به خلوت و تنهايي زانادو تبعيد كرد و در آن جا پس از سالها عزلت درسال 1941 درگذشت. حلقهي خبري به پايان ميرسد و دوربين يك سالن نمايش نيمه تاريك اكسپرسيونيستي را مييابد و روزنامهنگاران جديد (جانشينهاي امپراتوري كين/ هرست، و مشخصاً انتشارات لوس) فيلمي را كه تهيه كردهاند به بحث ميگذارند. راولستن، مسئول اجرايي اين فيلم، معتقد است كه اين حلقه نياز به يك «زاويه ديد» دارد تا چهرهي متناقض نماي كين را به شكلي توضيح دهد. يكي از حاضران به كلماتي كه كين در هنگام مرگ ادا ميكند اعتراض دارد و درنتيجه پخش فيلم را به تعويق ميافتد. روزنامهنگاري به نام تامپسن را مأمور ميكنند تا با همهي اشخاص نزديك به كين مصاحبه و تحقيق كند تا مگر معناي «رزباد» را دريابد، و، شايد خود كين را بشناسد.
بقيهي فيلم در پنج روايت سلسلهوار گنجانده شده است – كه به شيوهي رجعت به گذشته از زبان هريك از شخصيتها براي تامپسن تعريف ميشوند. اين روايتها بريكديگر و گاه با حلقهي خبري «اخبار جاريه» تداخل ميكنند، و به اين ترتيب زندگي كين درطول فيلم از نقطه نظرهاي گوناگون بررسي ميشود. برشي غافلگير كننده ما را از سالن نمايش به ديواركوبي بر روي ديواري آجري ميبرد. رعدوبرقي بر ديواركوب ميتابد و بدينسان ميفهميم كه خانم كين دركلوب شبانهي ال رانچو دومين برنامهي خود را اجرا ميكند. از اين جا با حركات ماهرانهي دوربين بر روي جرثقيل، چنان كه پيش از اين اشاره شد، به داخل كلوب هدايت ميشويم و در آن جا سوزان الكساندر كين را ميبينيم كه با حالتي خصمانه نشسته و از پاسخ دادن به پرسشهاي تامپسن پرهيز ميكند. تامپسن از سرپيشخدمت هم نميتواند اطلاعاتي كسب كند، و صحنه با يك محو تدريجي به كتابخانهي والتر پ. تچر متصل ميشود. (بعدها ميفهميم كه تچر در واقع قيم كين جوان و مباشر املاك معدن كلورادو بوده است.) ازاين جا است كه تامپسن بتدريج به خاطرات تچر دست مييابد و پس از خواندن اين جمله «من در سال 1871 براي نخستين بار با آقاي كين روبهرو شدم…،» پرده را نماي درشت دست خط تچر پر ميكند و سپس به نمايي غنايي از پسركي ديزالو ميشود كه در زير توفان برف در كلورادو با سورتمهيي درمقابل پانسيون خانم كين مشغول بازي است.
*اخبار جاري (News on March) يك سريال محبوب خبري بود كه با مهارت به صورت خبرهاي ماهانه بين سالهاي 1935 و 1951 در ايالات متحد تهيه ميشد. هرواحد اين سريال بيست دقيقه بود و عموماً بريك موضوع تمركز داشت. اين فيلمها را معمولاً پيش از فيلمهاي اصلي درسينما پخش ميكردند، بنابراين تماشاگران همشهري كين به احتمال زياد پيش از ديدن جملهي طنزآميز اخباري جاري در فيلم با آن آشنا بودند. سلسلهي اخبار جاريه از نظر سياسي محافظه كار بود و سياستهاي حاميان مالي خود، مجلهي مؤسسهي تايم – و مدير آن، را منعكس ميكرد. اين مجله پس از تشكيلات عظيم هرست (Hearst) منتشر شد، كه براثر بحران اقتصادي بشدت فلج شده بود. اين سازمان جديد در دهههاي 1930، 1940 و 1950 به يكي از عناصر عمدهي سازندهي افكار عمومي آمريكا تبديل شد. تشبيه مدير سازمان خبري راوستن به انتشارات لوس در همشري كين كاملاً عمومي بود. چرا كه كين را با هرسمت مقايسه ميكند.
برچسب های مهم
ریاضیات در بسیاری از زمینهها مثل علوم طبیعی، مهندسی، پزشکی، اقتصاد و علوم اجتماعی یک علم ضروری است. با گذشت زمان، شاخههای کاملاً جدیدی در ریاضیات بهوجود آمدهاند؛ مثل نظریه بازیها. ریاضیدانان در ریاضیات محض (مطالعه ریاضی با هدف کشف هرچه بیشتر رازهای خود آن) بدون اینکه ... ...