
فایل آماده پرینت(با فرمت ورد)
تعداد صفحات:5
بسم الله الرحمن الرحيم
موضوع:فضيلت هاي ا خلاقي
فضيلت؛ اساس آموزه هاياخلاقي
1) سخن گفتن از اخلاق اسلامي كار آساني نيست. اين امر هم بدين دليل است كه چندين معنا از اخلاق در گفتمان فكري فلسفي مطرح است و هم هنگامي كه از اخلاق سخن مي گوييم، بايد مشخص نماييم كه چه معنا و منظوري از آن مورد نظر ما قرار دارد. معمولاً چندين معنا از اخلاق به ذهن متبادر مي شود. گاهي از اخلاق هنجارهاي اخلاقي در جامعه مدنظر است و گاهي معرفتي كه اين هنجارها را مشخص مي كنند و گاهي هم مباني فلسفي علم اخلاق مورد توجه است. بنابراين، حداقل سه معنا از اخلاق قابل تصور است. زماني هم كه از اسلام سخن به ميان مي آيد، گاهي مباني و مبادي اي مدنظرمان است كه در قرآن مجيد موجودند. گاهي رفتار و سنت حضرت پيامبر اكرم(ص) مورد توجه است و در برخي مواقع هم اعمال مسلمانان در طول تاريخ توجه ما را به خود جذب مي نمايد. به همين دليل، مفهوم اخلاق اسلامي، وجوه و شقوق مختلفي را در بر مي گيرد. گاهي منظور از اخلاق اسلامي مجموعه هنجارهايي است كه قرآن ترويج مي كند يا رسول اكرم(ص) بر آنها توجه ويژه اي داشته اند. گاهي هم به ارزشها و هنجارهايي توجه داريم كه در طول تاريخ مسلمانان، در جوامع مختلف مورد توجه بوده اند. در اين ميان، مسلمانان در طول تاريخ، نظامهاي معرفتي و علمي - اخلاقي متفاوتي به وجود آورده اند كه گاهي، هنگام سخن گفتن از اخلاق، اين معنا مورد توجه قرار مي گيرد.
2) علت بعثت پيامبر اكرم(ص) آن بود كه ايشان مكارم اخلاقي را در جامعه ترويج كنند. بي ترديد اسلام بيش و پيش از هر چيز، مروج گونه خاصي از اخلاقيات بود كه تأكيد بسياري بر عقلانيت، انسان دوستي، شفقت، احترام به ديگران و محبت داشت. در اين راستا، اسلام هم مانند مسيحيت و يهوديت بر نقش توحيد براي احياي ارزشهاي اخلاقي اصيل تأكيد و توجهي ويژه مبذول مي دارد. در اين ميان، مفهومي كه مي تواند همه ارزشهاي اخلاقي اسلام را مشخص كند، مفهوم «تقوا»ست. اين مفهوم نه تنها به شناخت و آگاهي توجه دارد، بلكه براي عمل در كنار شناخت و فهم اهميت قايل مي شود. به تعبيرديگر، انسان متقي نزد قرآن كسي است كه شناخت صحيح از جهان، انسان و محيطي كه در آن زيست مي كند دارد و بدين شناخت نيز عمل مي كند. در اين بستر، معيار نزديكي به خدا زن و مرد بودن و يا سفيد بودن يا سياه بودن، هيچ كدام مؤثر نيست. كسي به خدا نزديكتر است كه متقي تر باشد. به همين دليل، در اسلام هنگامي كه از علم سخن به ميان مي آيد، منظور علمي است كه انسان ساز باشد و خشيت را هم در دل عالم به وجود آورد.
3) بيشتر متخصصان اخلاق اسلامي تصريح كرده اند، نقطه تمايز اخلاق اسلام از اخلاق اديان ديگر آن است كه اسلام بر اخلاق اجتماعي بسيار تكيه و توجه دارد. اسلام تنها ديني در تاريخ بشر است كه پيامبر آن نه تنها رهبر معنوي و ديني بوده، بلكه رهبر سياسي هم بوده است. به همين دليل، در اسلام علاوه بر اينكه با حجم زيادي از احكام روبرو هستيم كه در آنها تكامل فردي مورد توجه قرار گرفته اند، احكام و توصيه هاي زيادي هم هستند كه به روابط اجتماعي، شيوه هاي كم رنگ كردن فقر و مكانيسمهاي رشد عدالت اجتماعي پرداخته اند. با وجود اين نمي توان اين نكته را هم ناديده گرفت كه رشد چشمگير اسلام در مناطق مختلف جهان، از چين و آسياي جنوب شرقي گرفته تا جنوب اروپا، باعث شد كه ارزشها و هنجارهاي اسلامي رنگ و بوي مؤلفه هاي فرهنگي و محلي هم به خود بگيرند. به همين دليل، برخي از هنجارهاي اخلاقي كه در ايران نضج گرفتند، با اين هنجارها در كشورهاي عربي يا در شرق دور متفاوت هستند. دليل آن هم چيزي جز اين نيست كه هرچند بنياد اين فرهنگها، تعاليم انسان ساز اسلامي است، ولي سرانجام مؤلفه هاي فرهنگي هم اثر و انگ خود را بر اين ارزشها مي گذارند.
برچسب های مهم