( مرجع فایل - قابل ویرایش )
تعداد صفحه : 6
"حضور حباب" جواب و كه گرفتم انگار همه چي هوار شد روي سرم، از قبل يه چيزايي فهميده بودم همين شد كه شك كردم. كنار امير علي بغل تير چراغ برق نشستم . پاهام ديگه رمق نداشت .چه كار كنم ؟ چي بگم؟ چند وقت ديگه گندش در مي مياد. خانوم جان، اوس غلام، خسرو ...به آقام چي بگيم؟ پشت در خونه رسيده بودم كه خانوم جان پريد بيرون ؛ ميزد تو سرش و مي گفت : بدبخت شديم خدا مي مردم و اين روزا رو نمي ديدم چرا وايستادي؟ بريم بيمارستان، مليح يه مشت قرص خورده . مليح رو آروم رو يه تخت خوابونده بودن صورتش بي رنگ شده بود . خانوم جان با پشت دست اشكاشو پاك مي كرد؛ مث آدماي درمونده كنار مليح نشسته بود و با خودش حرف مي زد ولي صداش شنيده مي شد . - ديگه اين معده ي كوفتي آش و لاش شده گيريم اين دفعه ام با هزار كوفت و زهر مار شستن و تو هي عق زدي و بالا آوردي آخرش چي ؟چقدر اين راه و برم و بيام خسته شدم از بس خبرت و آوردن . ديگه كوكب خانوم حوصله نداره سريع بياد خبر بده، در خونشو چارطاق باز نمي زاره و جيغ و داد كه آي حوا خانوم مليح از دست رفت . بسه مادر بچسب به زندگيت مگه خسرو چه عيبي داره ؟ زن گرفته خب به درك الهي درد تو بيفته به جونش . تو سرت به زندگيت باشه .شام و نهارشو رو به راه كن رخت و لباس خودش و بچشو بشور به خدا ببين چه جور مهر تو تو دلش مي شينه كه از ور دلتم تكون نمي خوره . حالا گفته بساطشو براه كني مگه چي مي شه ؟ از خانومي تو كم مي شه ؟ بزار اينقدر بكشه تا بميره پولش و داره و دزديم نكرده . باز برو خدا رو صد هزار بار شكر كن كه دستش به دهنش مي رسه و مي تونه شكم زن و بچشو سير كنه
قسمتی از محتوی متن پروژه میباشد که به صورت نمونه ، بعد از پرداخت آنلاین در فروشگاه فایل آنی فایل را دانلود نمایید .
« پرداخت آنلاین و دانلود در قسمت پایین »
![]()