( مرجع فایل - قابل ویرایش )
تعداد صفحه : 27
Reflections آقای هلی و تام در حالیکه در واگن خود پیش می رفتند ، هر یک برای مدتی در اندیشه وافکار خود غرق شده بودند. اکنون تفکرات این دومرد در کنار هم نشسته اند شگفت انگیز است.هردوبر روی یک صندلی نشسته اند شکلها وگوشها و دستان یک شکل است و اشیایی که از پیش چشمشان عبور می کرد یکسان بود. شگفت انگیز خواهد بود که بدانیم چه افکار متفاوتی نسبت به بازتاب یکسان در ذهن آنها خطور می کند. به طور مثال ابتدا به قد وقواره تام می اندیشید واینکه اگر تام تا زمان رسیدن به بازار همینطور چاق وسالم می ماند چقدر به مردش می رفت .فکرکرد که گروهش را چطور باید تشکیل دهد همچنین به ارزش مادی زنان ، مردان وکودکانی که قرار بود این بازار را تشکیل دهند ، اندیشید و نیز مسائلی از این قبیل. سپس به خود اندیشید ، در حالیکه سایرین دستها و پاهای برده های ( کاکا سیاه ) خود را غل و زنجیر می کردند ، او چقدر انسانیت به خرج داده و تنها پاهای تام را به زنجیر کشیده و دستهای تام را مادامی که او رفتارش خوب باشد آزاد گذاشتند آهی کشید و با خود اندیشید که ذات انسانها تا چقدر می تواند قدرشناس باشد حتی محال برای شک کردن باقی می ماند که آیا تام قدرشناس این لطف او خواهد بود ؟ علی رغم آنکه کاکاسیاههایی که آنقدر به آنها لطف داشت ، بارها به او نارو زده بودند متعجب بود که چطور همچنان ماهیت انسانی خود را حفظ کرده بود. و اما تام ، به کلماتی از یک کتاب قدیمی می اندیشید که بارها و بارها از ذهنش خطور می کردند ، بدین مضمون که "در اینجا ما هیچ شهر جا و دانرای نداریم ولی به دنبال چنین شهری هستیم. جائیکه در آن خدا ، مفهوم واقعی خود را دارد .شهری که خدا برای ما فراهم کرده واز خلق ( به وجود آوردن ) آن شرمنده نباشد،" این الفاظ از کتابی قدیمی از اذکان افرادی عامی وتحصیل نکرده نشات گرفته
قسمتی از محتوی متن پروژه میباشد که به صورت نمونه ، بعد از پرداخت آنلاین در فروشگاه فایل آنی فایل را دانلود نمایید .
« پرداخت آنلاین و دانلود در قسمت پایین »
![]()